ممکن است بعضیها تا حالا عاشق شده باشند ولی نه اونقدر زیاد، بعضیهام عاشق شدهاند خیلی زیاد؛ اونقدر که تابلو ِ و اصلاً انگار یه آدم دیگهای شدند. ممکنه بعضیهام با اینکه عاشق شدند، اما هیچ تغییر خاصی نکردهاند (البته از این آدمها کم پیدا میشه یا حداقل من کم دیدم). این تغییرات ممکته ظاهری یا باطنی باشه و حتی ممکنه بعضیهاش مضحک و خندهدار باشه، اما بلاخره چیزهاییه که شاید خیلی واقعی باشه. اما الان میخواهم دست یه عدهای را، رو کنم و علائم و مشخصات اونها رو وقتی که عاشق شدند، بنویسم. البته تعداد این نشانهها خیلی زیاده، و من تنها به تعداد اندکی از اونا اشاره میکنم. اگه نشانههای خیلی بارزی رو جا انداختم، دوستان به بزرگواری خودشون ببخشند و گوشزد کنید تا اضافه کنم:

1- اگه قبلاً صبحها تا لِنگِ ظهر خواب بودی و به ساعت 10:00 میگفتی سر صبح؛ اما الان ساعت 5:00 بیدار میشی.
2- اگه نور امید توی چشماتون برق میزنه و هیچ چیزی بهمعنی نا اُمیدی برات وجود نداره.
3- اگه قبلاً نمیدونستی یک ساعت دیگه میخواهی چیکار کنی، اما الان برنامه 20 ساله آینده رو توی ذهنت مرور میکنی.
4- اگه الان وقت، برات خیلی ارزشمند شده و 10-20 برابر قبل برنامهریزی میکنی.
5- اگه قبلاً مشکلات زیادی، نا اُمیدت میکرد، اما الان با همون مشکلات به سادگی دسته پنجه نرم میکنی. (یعنی: تمام مشکلات برات ساده شده)
6- اگه همه کارهات هدفمند شده، هرچند که قبلاً هم همون کارها رو میکردی؛ اما الان یه دیدگاه جدیدی نسبت به کارها و اهدافات داری.
7- اگه شبها به راحتی قبل خوابت نمیبره، بیشتر فکر و خیال میکنی. (برعکس هم دیده شده که قبلاً شبها بیخوابی به سرت میزده، اما الان به راحتی سرت رو روی بالش میگذاری و میخوابی)
8- اگه قبلاً همین جوری، هی حرف میزدی و توجهی به کلماتی که بکار میبردی، نمیکردی؛ اما الان خیلی توی صحبت کردن دقت میکنی که کلمات درست و صحیح بکار ببری و نکنه که یه حرف ناباب بزنی که دیگه نشه جمعش کرد. (کم صحبت میکنی و بیشتر میاندیشی)
9- اگه الان به همه چیز توجه میکنی، حتی اگه کم اهمیت باشه.
10- اگه قبلاً کارهات وجبی بود و هیچ دقتی نداشتی، اما الان خیلی با ظرافت هر کاری رو با دقت انجام میدی.
11- اگه لطافت خاصی توی روح و جسمت احساس میکنی.
12- اگه حواس پنجگانهات غیر عادی قوی شدند؛ بویایی، بینایی، شنوایی و چشاییات زبانزد ه خاص و عام شده.
13- اگه میتونی توی شلوغی خیابون صدای قلبت رو بشنوی.
14- اگه اشتهات وقتی با «او» هستی، 800 برابر میشه، اما وقتی باهم نیستید میل به هیچی نداری، حتی به غذای مورد علاقهات. (برعکس این حالت هم دیده شده)
15- اگه تمرکزت در اندیشیدن هم قوی شده، وقتی داری فکر میکنی به هیچ عنوان هیچ چیز نمیتونه حواست رو پرت کنه.
16- اگه تمرکزت توی کارهای روزمره خیلی کم شده، و همه چیز رو اینور و اونور جا میذاری و گم میکنی.
17- اگه الان تمام فکر و ذکرت شده «او» و توی معادلات زندگی که برای خودت طرح میکنی، خودت تقریباً جایی نداری و یا حضور خیلی کمرنگی داری.
18- اگه از خودگذشتگی کامل داری و اصلاً خودت مهم نیستی، همه اعمالت ختم میشه به «او»
19- اگه کسی کلمه «عشق» رو جلوت بیان کنه، دیگه دیوونه میشی، میری توی عالم حپروط (=هپروت)
20- اگه عاشقی از چشمات میباره و تابلویی.
21- اگه میتونی «او» را از میان 1000 نفر در فاصله 10کیلومتری تشخیص بدی.
22- اگه وقتی «او» را میبینی، قبل از اینکه به نزدیک هم برسید، از فاصله 100 متری زوم میکنی روی صورتش، تا وقتی که از هم خداحافظی کنید، توی این مدت هم سرعت پلکزدنت 80 برابر کم میشه.
23- اگه همیشه سعی میکنی در سلام کردن به «او» پیش دستی کنی؛ حتی اگه 12 سال هم ازتو کوچیکتر باشه.
24- وقتی با هم بیرون هستید، یک ثانیه هم توجهات رو از «او» دور نمیکنی، مبادا که این لحظات باهم بودن رو تلف کنی.
25- اگه قبلاً توی خیابون و اینطرف و اونطرف، زل میزدی به این و اون و بقیه رو دید میزدی، اما الان چشمات از روی موزائیکهای کف پیادهرو بالاتر نمیآید.
26- اگه الان بهراحتی میتونی تمام جزئیات شکل و قیافه و حتی لباسهای «او» رو با دقت کامل توضیح بدی؛ چشم، ابرو، بینی، لب، صورت، گونه، چانه، موها، گوشه ناخن انگشت کوچیکه دست چپ، رنگ خطهای راهراه جورابش و الی آخر.
27- اگه به هیچ عنوان تنهایی مسافرت کردن و مهمونی رفتن و اینجور چیزا بهت حال نمیده.
28- اگه بخوای مثلاً تنهایی بری مسافرت یا یه مهمونی، بهش میگی و جزئیات اونرو به طور کامل برای شرح میدی، با 23^10 (هول و هوشه عدد آواگادرو) بار معذرتخواهی، مجوز این کارت رو ازش میگیری، آخرش هم ته دلت راضی نمیشه.
29- اگه همش میخواهی کادو و هدیههای خفن براش بگیری، هر چند یکهزارم پولش رو هم نداشته باشی.
30- اگه هدیهات رو هر چند کوچک، خیلی شیک و عالی بستهبندی و کادو میکنی، و سعی میکنی همیشه یه ابتکاری توش داشته باشی.
31- اگه همش اسم «او» توی ذهنته و هر موقعی میخواهی بابات رو هم صدا کنی اشتباهی اسم اونرو میگی.
32- اگه بدجوری میخواهی دعا کنی برای خودت، اول برای «او» دعا میکنی، بعدش بابا و مامان و خواهرها و برادرهاش، بعد عمه و خاله و دایی و عموش و کلیه فامیلها و وابستگان درجه 2-3-... تا 12 «او»؛ آخره کار هم یادت میره اصلاً قرار بود واسه خودت چی دعا کنی.
33- اگه روی همه کتابها و جزوهها و کاغذهایی که دم دست داری اسم «او» رو مینویسی و وقتی میخواهی به کسی قرض بدی باید بشینی یه ساعت این اسمها رو پاک کنی.
34- اگه پسورد تمام ایملها و سایتها و کارتهای عابر بانک و اعتباری و .... کلاً هرچی پسورد توی زندگیت داری به «او» ختم میشه؛ اسمش، فامیلش، شماره شناسنامهاش، شماره موبایلش، شماره دانشجوییش و ...
35- اگه تا حالا 569532 بار اسم خودت رو با اسم اون روی کاغذ با 362 حالت مختلف نوشتی و امتحان کردی که چه ترکیبی بهتره.
36- اگه 695010 بار اسم «او» رو با اسم خودت در حالتهای مختلف با حروف ابجد حساب کردی و تمام اون اعداد بدست اومده رو از حفظی.
37- اگه قبلاً اصلاً کتابهای عشقولانه نمیخوندی ولی الان کتابهای عاشقونه زیاد میخونی.
38- اگه صبح تا شب دیوان حافظ همراهته و فال میگری. (حالا نیتهات بهکنار)
39- اگه هر متنی رو میخونی و هر آیه و حدیثی رو میبینی، میخوای یه جوری به «عشق»ت ربطش بدی.
40- اگه با «او» صحبت میکنی، سعی میکنی حرفهات تکراری نباشه و همش حرفهای جدید و خوبخوب بزنی.
41- اگه دیگه خوشاخلاقتر، بهتر، خوشگلتر، خوشتیپتر، خوشمشربتر و .... یهعالمه (تر دیگه) از «او» توی این دنیا وجود نداشته باشه.
42- اگه همش دوست داری توی خواب «او» رو ببینی اما هیچ وقت این اتفاق نمیافته{*} (برعکس این هم بوده)
43- اگه «او» با تمام عزت و احترامی که واسش قائلی ولی یه جورایی ته قلبت فقط ماله خودته.
44- اگه هر چی «او» دوست داره، مورد علاقه تو هم هست، حتی اگه قبلاً قرمز بودی و اون آبیه، پاش بیفته به هفت جده قرمز بد و بیراه هم میگی.
45- اگه دوست داری بعضی وقتها تنهای تنها باشی.
46- اگه بعضی وقتها دوست داری توی تنهایی خودت زار زار بزنی زیر گریه.
47- اگه فکر میکنی که ایمانت 100 برابر قبل شده.
48- اگه توی زندگی منتظر معجزات زیادی هستی. (البته نه از نوع هزاره سومش)
49- اگه بعضی وقتها پر از انرژی هستی، بعضی وقتها هم دپ میزنی.
50- اگه معصومیت را تنها توی چشمان «او» جستجو میکنی.
51- اگه بعضی وقتها دوست داری بیتفاوت باشی، اما خیلی اذیت میشی. (برعکسش هم میشه)
52- اگه قبلاً برای گفتن یه «دوستت دارم» خودت رو جرواجر میکردی، اما الان اُورِت دم به دقیقه کاره اصلیت همین شده.
53- اگه دلت میخواهد توی همه کارها به «او» کمک کنی، حتی شده بری باهاش سر جلسه امتحانش بشینی کنارش و سؤالات امتحان رو واسش جواب بدی.
54- اگه با خوشحالی «او» خوشحال میشی و با ناراحتیش، ناراحت.
55- اگه قبلاً آهنگهای جینگولی گوش میدادی، ولی الان فقط موسیقی سنتی ارضائت میکنه. (برعکسش هم صادقه)
56- اگه دنیا و زندگی رو زیباتر و دوستداشتنیتر از قبل احساس میکنی.
57- اگه قبلاً دونفر را که میدیدی نشستند و دارند باهم صحبت میکردند، چپچپ بهشون نگاه میکردی، اما الان اگه این چنین صحنهای رو ببینی، یه لبخند میزنی و از کنارشون رد میشی.
58- اگه به تازگی یادگرفتی که خوب آشپزی کنی.
59- اگه در به در داری دنباله یه کار پر درآمد می گردی.
60- اگه از ادامه تحصیلت در خارج از کشور به خاطر «او» منصرف شدی.
61- اگه احساس میکنی همش داری خوش شانسی میاری.
62- اگه همش از اینو اون در مورد تجارب زندگیشون سؤال میپرسی.
63- اگه دلتنگی زیاد میاد سراغت و بعضی وقتها هم احساس غربت میکنی (این با نوستالژی فرق میکنه)
64- اگه احساس میکنی از جنگی سرسخت، فاتحانه به منزلگاه بازگشتهای.
65- اگه تازگیها پول کم میاری.
66- اگه قبلاً قبض موبایلت 2500تومان وحتی کمتر میومد، ولی الان شده 389000تومان.
67- اگه از 24ساعت، 25ساعتش رو آنلاینی و داری با «او» چت میکنی.
68- اگه زیاد میری جلوی آینه، هی خودت رو برانداز میکنی و با خودت حرف میزنی.
69- اگه بیشتر از گذشته با مامان و خواهرهات(برادرهات) صحبت میکنی.
70- اگه خیلی به لباس پوشیدنت، قیافت و .... اهمیت میدی؛ و 68 نوع عطر توی کمدت داری. (برعکسش هم دیده شده)
71- اگه میزان مسافرتهای دورنشهری و برون شهریات 22برابر شده است. (این بستگی داره!)
72- اگر احساس میکنی که باید سرعتت را افزایش دهی؛ ایستادن برایت گران تمام میشود.
73- اگه به چیزهایی میاندیشی که قبلاً فکر نمیکردی؛ عشق، او، خودتت، خدا، فلسفه، طبیعت، غرور، زندگی، آفرینش، زیبایی، دوست داشتن، آینده، انسانها، گذشت زمان، ایثار، هدف، دلهره، ایمان، آرزو و ....
74- اگه دوست داری ذهنت رو با چیزهای رؤیایی و شاعرانه پیوند بزنی؛ مثل ابر، بارون، شقایق، خورشید، پاییز، بادکنک، شمعدانی، مهتاب، اسب بالدار، قاصدک، آیینه، نسیم، سرسبزی، قطرات آب و .....
75- اگه کار میکنی، همش دنباله یه مرخصی بیشتر هستی.
76- اگه همش توی رؤیاهات گم میشی و باید یکی بیاد پیدات کنه.
77- اگه بد جوری پایبند شدی، به نماز، به دعا، به نذر و نیاز، به توسل و ....
78- اگه بیشتر یاد بچهگیهات و کودکانههات میفتی، دلت هوای اونروزها رو میکنه، دلت آبنبات چوبی، پفک و بادکنک میخواد.
79- اگه دیگه اصلاً به فکر سوئیساید و اینا نمیافتی و به تیغ، طناب دار و ارتفاع زیاد فکر نمیکنی.
80- اگه رنگهای زندگیت عوض شدند، عینهو رنگین کمون، پر از نور و روشنیها؛ سفید، صورتی، سبز فسفری، آبیآسمونی، نارنجی.
81- اگه وبلاگ زدی و هر روز توش مطلب جدید و عشقولانه آپلود میکنی، شاید «او» بیاد، بخونتش و برات کامنت بزاره.
82- اگه تا حالا توی دانشکده 127تا حل تمرین و آزمایشگاه گرفتهای و حتی یکیش هم تکراری نبوده.
83- اگه نمیتونی بدون «او» زندگی کنی، و حتی فکر کردن در این مورد هم زجرآور است(حتی این خیال زشتو نمیخوای).
84- اگه حاضری تمامی دار و ندارت را برای «او» فدا کنی، حتی جونت رو.
85- اگه تو و «او» نداره. الان یک روح شدهاید توی دو تن.
86- فکر میکنی داستان زندگیت رو توی کتابها نوشتند، کتابهایی مثل «لیلی و مجنون»، «کیمیاگر» و ...
87- اگه انتظار داری اطرافیانت تو و تمام احساساتت رو درک کنند و همراهیت کنند.
88- اگه تصور میکنی که «او» به همون اندازهای که تو عاشقشی، عاشقته.
89- اگه تغییرات زیادی توی زندگیت ایجاد شده و تصور میکنی تازه متولد شدی و یه آدم دیگهای شدهای.
90- اگه وقتی که با «او» هستی احساس ِ خیلی خوبی داری، احساس میکنی قلبت آتیش گرفته، بیوزن هستی و توی آسمونها سیر میکنی.
91- اگه آرزو میکنی کاشکی زودتر از این با «او» آشنا شده بودی.
92- اگه فیلم و کارتون و تلویزیون کمتر میبینی؛ همش دوست داری با «او» به سینما بروی.
93- اگه بیشتر از پیش به گلها و طبیعت علاقهمند شدی.
94- اگه میدونی قدم زدن، توی یه روز سرد پاییزی و زیر بارون چه حالی میده.
95- اگه تبوتاب و دلهره قبل از سر قرار رسیدن برات دوستداشتنیه.
96- اگه احساس میکنی، قراره به زودی، مثل بقیه آدم بزرگا بشی.
97- اگه دلت لک زده برای یه «حال ساده».
98- اگه فکر میکنی «او» یه فرشته است، روی زمین، متعلق به تو.
99- اگه فکر میکنی که دوستای مجردت، چیزی از حال و احوال تو نمیفهمند. (کپیرایت©ننه)
100- اگه هر کس دیگهای به «او» ابراز محبت کرد، بدون هیچ مقدمهای، آژیر اعلام خطرت، شیپور زد. (کپیرایت©ننه)
101- وقتی داره حرف می زنه هیچی نمی گی و فقط گوش می دی با این که کلا حال نداری کسی پیشت مخ تیلیت کنه.(کپیرایت©عقاب)
و موارد بسیار دیگه که لزومی به بیان کردنشون نیست.
بترکید دیگه، چقدر بنویسم و لو تون بدم؟ بسهتونه!

* : این قسمت رو کاملاً پاستوریزه و غیر مغرضانه مطالعه کنید.
پ.ن0. «او» همان «او» بید.
پ.ن1. این متن به طور اختصاصی برای سروش، دُکی و مسعود خودمون نوشته شده است؛ بقیه هم میتوانند به راحتی از آن استفاده کنند.
پ.ن2. میتونید موارد فوق رو روی خودتون تست کنید، از خودتون امتحان بگیرید و به خودتون نمره بدید تا ببینید چقدر عاشق هستید!؟
پ.ن3. هر گونه برداشت و قضاوت خودسرانه در مورد این بنده حقیر ممنوع میباشد.
پ.ن4. بد نیست این موارد را به عنوان « قوانین عشقولانه مودی » به اسم خودم، ثبتش کنم.
پ.ن5. هرچه سعی کردم توی این قوانین آب ببندم، نشد که تعداد گزینههاشو به 100 برسونم.







