
درسال 1777 در شمال آلمان متولد شد. مهارت استثنایی وی در اعداد از همان اوان طفولیت آشکار بود. وی در 3سالگی اشتباهی از لیست حقوق پدرش را تصحیح کرد. بعدها به شوخی میگفت که قبل از به حرف آمدن، شمارش را میدانست. در چهاردهسالگی به مطالعه آثار نیوتن، اویلر و لاگرانژ پرداخت و پانزدهسالگی قضیه اعداد اول را کشف کرد. همچنین روش کمترین مربعات را برای مینیمم کردن خطای دادههای عملی کشف کرد و قانون توزیع نرمال را در نظریة احتمال مطرح کرد. در هجده سالگی به کشف جالبی در هندسه و نظزیه اعداد دست یافت.
در خلال اینکه غرق در افکار خود بود، شروع به نوشتن یادداشتهای کوتاه در دفترچهی خاطرات علمیاش کرد، بلکه بتواند این کشفهای خود را ثبت کند؛ اما تعداد این اکتشافات آنقدر زیاد بود که بتواند به تفضیل به آنها بپردازد. اولین مطلب در مورد قابل ترسیم بودن 17ضلعی منتظم بود و سپس کشف قانون تقابل مربعی بود. وی کاملاً از نوشتههای غیردقیق و استدلالهای پریشان نارحت میشد و به یکی از دوستان خود گفت: «منظورم از کلمهی اثبات نه به مفهومی است که حقوقدانان بهکار میبرند که برای آنها دو اثبات نصفه معادل یک اثبات کامل است، بلکه اثبات به معنی ریاضی آنست که نیمی از آن مساوی صفر است».
در رساله دکتری وی یکی دیگر از وقایع مهم تاریخ ریاضیات که همان اثبات کامل قضیه اساسی جبر است، به وقوع پیوست. سپس به نجوم روی آورد و پس از مدتی مدیر رصدخانه گوتینگن شد. وی همچنین علاقهای به تدریس نداشت و آن را اتلاف وقت خود میدانست و اساساً آن را برای محصلین مستعد و غیرمستعد، هر دو بیفایده میدانست. اما هنگامی که ناچار به تدریس میشد آنرا با شایستگی تمام انجام میداد. به ندرت مسافرت میکرد و ذکاوت وی در تنظیم مسائل مالی به حدی بود که گرچه اساساً او با هیچ آغاز کرده بود، املاکی از خود بر جای گذاشته بود که از صد برابر حقوق سالانهی وی در نیمه آخر عمرش بیشتر بود. وی نجوم را به عنوان حرفهی خود و ریاضیات را به عنوان سرگرمی تلقی میکرد و گاه و بیگاه نتایج تحقیقات خصوصی خود را منتشر میکرد.
در 1820 از وی درخواسته شد که بر یک مساحی از قلمرو پادشاهی نظارت کند. تصور اینکه چنین متفکری با چنین تکلیفی به هدر رود طبیعی بود؛ ولی اندیشههای بزرگ علوم، از بسیاری راههای عجیب پدید می آید.این زحمات به یکی از عمیقترین خدمات وی به ریاضیات در مورد سطوح خمیده انجامید که بدون آن تدوین نظریهی نسبیت عام اینشتین*، امکانپذیر نبود. اثر دیگر عظیم وی در مورد ماندههای دو مجذوری بود. سپس به فیزیک روی آورد و کارهای عظیمی در الکتریسته و مغناطیس انجام داد به گونهای که ماکسول در کتاب خود، بارها به کار وی در این زمینه ارجاع داده است. از جمله کارهای وی قضیه دایورژانس در آنالیز است. کارهای عظیم وی در مورد نظریه توابع مختلط و هندسه غیراقلیدسی نیز ستودنی است.کشفهای وی در زمینه ریاضیات آنچنان بود که برای تدوین آنها نیاز به چندین عمر طولانی بود.
اینها سرگذشتی خلاصه در مورد نابغه بزرگ ریاضیات «کارل فریدریش گاوس» بود:
Karl Friedrich Gauss: (1777-1855), German mathematician and scientist, major contributor to number theory and electromagnetic theory

این مطالب را برای شروع نوشتم. در واقع به این علت که صحبتی در مورد ریاضیات کنم.
ریاضیات علم جالیبه. کلاً از ریاضیات خوشم میومده. خیلی قبلتر از اینکه توی دبیرستان رشته ریاضی-فیزیک رو انتخاب کنم. میشه گفت که این علم همه چیز رو به خودش معطوف کرده و هر علم دیگه حتی توی موضوعات بیربط هم سعی میکنند برای اینکه اعتباری پیدا کنند خودشون رو یه جوری به این علم بچسبونند؛ مثل یه ضامن برای علوم دیگه است. اگه بشه چیزی رو با ریاضیات اثبات کرد، هیچ شک و شبههای به اون چیز وارد نیست. اگه ریاضیات رو یه انسان فرض کنید، یک فرد بی شیلهپیله هست. عین کف دسته، همه چیز رو براتون رو میکنه و هیچ چیزه پنهانی نداره. یه آدم کاملاً منطقی و پیچیده است. در واقع اینکه میگم پیچیده است، در نگاه اول اینجوریه. یعنی اولش که بخواهید با این آدم دوست بشید براتون خیلی سخته و فکر میکنید که به این راحتیها نمیشه باهاش صمیمی شد، ولی اولین ارتباطی که باهاش بر قرار کردید، میفهمید که چه آدم ساده و دوست داشتنیه. همه جوره باهاتون راه میاد و خیلی هم پایه است. یه چیزه جالب اینه که ریاضیات و ریاضیدانها شباهت زیادی به هم دارند. مثلاً همین سرگذشت «گاوس» رو که خوندید، نشون میده که ریاضیات بخشی از خصوصیات خودش رو از بهوجود آورندهگانش به ارث برده.
سؤالات زیادی در مورد این موجود عجیب و غریب به ذهن میرسه. یکیش رو من اینجا مطرح میکنم. آیا ریاضیات تنها یک زبان برای بیان واقعیات فیزیکی است ویا خود به تنهایی یک واقعیت است که مستقل از دنیای فیزیکی میتواند رشد یابد و دنیای جدیدی را حتی اگر انتزاعی باشد، به ما بنمایاند؟ این همان مبحث ریاضیات محض و کاربردی است و اینکه کدامیک در ابتدا متولد شدهاند و نسبت به دیگری چه ارجحیت و برتری دارند؟ جواب این سؤالات هرچه باشند از زیبایی ریاضیات نمیکاهد، چه محض باشد و چه کاربردی هرکدام در جای خود زیباییها و تواناییهایی دارد که نمیتوان هیچکدام را بر دیگری برتر دانست و از دیگری صرفنظر کرد.
*: بجای واژهی نامأنوس «اینشتین» بگویید «انیشتنگ»
پ.ن. یه مدت خواننده ها کم شدند و نظر نمی دهند. میدونید من هم چی میگم: «به جدم»
پ.ن.۲. یک منبع جالب در مورد گوس




