تبليغاتX
Mody

چندتا مطلب بی‌ربط:

1-      تا حالا فکر کردید که «خوب! بعدش چی؟» اگه فکر نکردید، فکر کنید و اگه فکر کردید بازم فکر کنید؛ ضرر نمی‌کنید.

2-      چرا بعضی‌ها تصور می‌کنند که آخرش هستند، فکر می‌کند فقط خودشون می‌فهند و بقیه نمی‌فهمند؟ چرا فکر می‌کنند خودشون معصوم هستند و بقیه شمربن‌ذی‌الجوشن هستند؟ چرا فکر می‌کنند همه مردم دنیا نفهم و بی‌شعور و به‌دور از انسانیت هستند؟

3-      ساعت رومیزی رو دستکاری کردم که عقربه‌هاش، عکس عقربه‌های ساعت می‌چرخند؛ وقتی بهش نگاه می‌کنم، خیلی حال میده.

4-      این چند روز از 24ساعت، 25ساعتش رو می‌خوابیدم. خبر دارید که رکورد خواب پیوسته پشت سر هم چقدره؟ یا اینکه رکورد نخوابیدن پیوسته چقدره؟

5-      هوس یه سفر فضایی کردم. کسی هست بیاد با هم بریم مریخ و برگردیم؟ (یاد دوبرره افتادم که با گرد نخود میرفت فضا!)

6-      چه خوب می‌شد اگه پارادوکسها تحقق پیدا می‌کردند!

7-      چرا اول موت آفریده شده بعدش حیات؟

پ.ن. این هم آهنگ «در خیال» که چون حال آپلودش رو نداشتم، براتون تایپ کردم.

سر آن ندارد امشب، که برآید آفتابی   ...........................  چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند  ...........................  همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی

برو ای گدای مسکین دری دگر طلب کن.........................  که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی

دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی ........... عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی

 

پ.ن.ن. این مطلب رو خوندم و بعدش با خودم گفتم : عجب مزخرفاتی! [پس چرا اینجا لینک دادم؟]

پ.ن.ن.ن. بازم برم.

 

 

+ نوشته شده توسط Mody در 86/10/27 و ساعت 12:51 |

یک چند روزی به ما مرخصی دادن که از سرمای ناجوانمردانه کوهستانی دربیایم و در کنار جمع گرم دوستان باشیم. تعریف خاطرات و خطرات و غیره باشد برای بعد که اگر هم بخواهم بگویم چیزی جز گله و شکایت چیز دیگری نیست. فقط بد جوری هم سرما خوردم که امیدوارم زودتر خوب بشم. فقط آمدیم اینجا اعلام کنیم که ما زنده‌ایم به کوری چشم دشمنان اسلام و مسلمین و مسلمات. برخی خیال می‌کردند که ما می‌رویم و دوماه دیگه بر می‌گردیم که حسابی خیط (یا خیت) شدند. دیگه از این خیالات نکنید[علائم با انگشت و ... ]

برخی از دوستان در این بیست و اندی روز (شهرام شپره روز یا فرامزر آصف روز و غیره) که ما نبودیم بسیار مطالب عظیمی در وبلاگ خود تایپ نموده بودند و برخی دیگر مطالب ناچیزی را به قلم کیبورد فرساییده بودند و یا حتی اصلاً تعطیل تعطیل بودند که ما آمدیم و همه نوشته ها و نا نوشته ها رو مطالعه کردیم (خالی بندی). به هر حال عرض خسته نباشید دارم به همه دوستان و غیره که به این مکان محقر سر می‌زنند، یا من آنها را تحویل می‌گیرم.

یه چند روز من رو تحمل کنید، میرم و تا یکماه بعدش خیالتون راحته.

 

پ.ن. توصیه اکید به خوانندگان ذکور برای گذارندن مرحله آموزشی خدمت:  اگر اعزامتان دیماه و مقارن بود با سردترین سال در پنجاه سال اخیر و در یکی از سردترین مناطق کشور، توصیه می شود اگر هم شده 3ماه اضافه خدمت بخورید، ولی آموزشی رو نروید بهتر است؛ مگر اینکه خل شده باشید.

پ.ن.ن. درضمن، باید بگم که ملت غیور قزوین ملت سلحشور و بی‌خطری هستند، حتی اگه به سکه‌های رهاشده در پیاده‌رو هم خیلی توجه کنید، اونها اصلاً به شما توجهی نمی‌کنند.

+ نوشته شده توسط Mody در 86/10/25 و ساعت 22:31 |