تبليغاتX
Mody

 

 

فقط سپاهان 

 

اومدیم توی وب ، میبینیم که ملت اینجا رو گذاشتند رو سرشون، اشکالی نداره. حق سپاهان رو خوردید و پرسپولیس رو قهرمان کردید، اصلاً به جدم. همین قدر که اسم سپاهان بیاد مو به تن پرسپولیس و امثال اون سیخ بشه بسه تونه.

 

 

به قول یکی از دوستان: اگه سپاهان قهرمان میشد، ۲۵میلیون طرفدار پرسپولیس دپرشن مزمن سوار بر دپرشن حاد میگرفتند، و این در صورتیه که زنده می موندند؛ از سکته بعد از بازی (ر.ک. ۳-۴ دقیقه آخر بازی)

 

 

 

.سپاهان دوستت داریم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/29 و ساعت 1:5 |
قانون هشتم نیوتن نقض شد.

 


پ.ن. بعد از تلاش بسیار توانستیم اون گوگل ریدر رو ببریم سمت چپ.

پ.ن۲. اگر از فایرفاکس استفاده می کنید، ابتدا اِکستِنشِن استایلیش (+) رو نصب کنید، سپس این استایل رو توش آپلود کنید(++)، برای خوندن گوگل ریدر خوبه

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/23 و ساعت 8:35 |
ننه، دو فیلم عالی رو معرفی کرده بود که دیدم و لذت بردم، Scent of a Woman با بازی فوق‌العاده «آل‌پاچینو» و دیگر فیلم فرانسوی The Diving Bell and Butterfly که مطمئناً اشکتان را در می‌آورد. فقط من نمی‌دونم که چرا ننه زده تو کار کور و کچل و اینا.


 

  • به جز این دوتا فیلم چند تا دیگه هم من می‌گم :
     اگر به فیلمهای دراماتیک علاقه‌مندید: Walk to Remember و The Hours و The Kite Runner. البته اگر داستان بادبادک‌باز  را خوانده باشید فیلمش در مقایسه با داستان اصلی، راضی کننده نیست. ولی در مورد ساعتها بنظرم ساز و کار فیلم خوب بود و می‌توان گفت که از رمانش فاصله زیادی نداشت.


  •  از فیلمهای تخیلی حتماً Next  را با چاشنی عاشقانه ببینید، I am Legend با همان مزمونهای Resident Evil ولی با سیر منطقی‌تر و البته آموزنده‌تر است، و نیز میزان وحشتش به مراتب بهتر از resident evil بود. و فیلم Ghost Rider هم بد نیستند میشه گفت از The Da Vinci Code  بهتر بود. فیلمWar Of The Worlds 2_The Next Wave  اصلاً قابل مقایسه با قسمت اولش  نیست، معلومه که کسی نمی‌تونه به اسپیلبرگ برسه، کاملاً افتضاح بود و میشه گفت گند زده بود به قسمت اول این فیلم.


  •    و اما از جمله فیلمهای سینمای وحشت که من می‌میرم برای این فیلمها: Saw تمام چهارتاش ارزش دیدن دارند، خیلی حال کردم باهاشون، The Hills Have Eyes که فقط ورژن 2 اون رو دیدم خیلی جالب نبود، ظاهراً ورژن1 اون بهتره ولی کلاً توصیه نمی‌کنم ببینیدشون.(من رو یاد دوران آموزشی می‌اندازند) و فیلم  The Shining با اینکه از نظر وحشتناک بودن خیلی روش کار شده بود و میشه گفت از این نظر شاید یکی از بهترین فیلمهایی بود که تاحالا دیده بودم، ولی سیر منطقی داستان مشکل داشت، بنظرم The Others خیلی بهتر از این فیلمه و کلاً باهاش حال نکردم.


  •  و کارتون، حتماً Horton رو ببینید، داستانش فوق‌العاده است. در مورد آفرینش، انسان را به فکر فرو می‌برد.

 

پ.ن. انتظار ندارید که داستان همه این فیلمها رو براتون تعریف کنم.

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/20 و ساعت 16:36 |


RSS خانواده‌ای از قالب‌های خورد فید در وب است که برای انتشار محتویاتی که در بازه‌های زمانی خاص به‌روز‌ رسانی می‌شوند استفاده می‌شود
RSS مخفف Really Simple Syndication به معنی تشکیل ارتباط های بسیار ساده است و به شما امکان می‌دهد تا از آخرین خبرها و عناوین سایت و یا وبلاگهای مورد علاقه خود با خبر باشید، بدون آنکه نیازی داشته باشید به آنها سر بزنید.
ساختار یک فید rss از زبان اکس‌ام‌ال تشکیل شده است. شما نیز میتوانید با استفاده از زبان XML یک rss برای سایت خودتان درست کنید. بسته به نوع نسخه ی rss که استفاده میکنید، ساختار فیدهای شما متفاوت می‌شوند.


RSS يا همان Really Simple Syndication چيزي نيست به جز يک نشانه‌گذاري استاندارد شده XML، که محتوايي که قصد به اشتراک گذاشتن آن را داريد را توصيف مي‌کند. به اين ترتيب با قرار دادن يک قسمت RSS يک سايت در متن سايت ديگر، با عوض‌شدن اخبار و عناوين سايت اول، اين محتويات هم در سايت دوم به صورت خودکار عوض مي‌شوند.
هرگاه وب سايتي قصد داشته باشد محتوي مطالب خود را منتشر کند توصيفي از آن محتوي به شکل يک مدرک RSS تهيه مي‌کند که يک کاربر با يک مرورگر يا برنامه خاصي که قابليت خواندن محتوي توزيع‌شده به اين وسيله را داشته باشد، مي‌تواند آن مطالب را دريافت کند." RSS براي اولين بار توسط Netscape در اواخر سال 1999 ميلادي با ارائه RSS 0.9 ارائه شد پس از مدتي با کناره گيري Netscape از بخش تجاري، Userland که محصولات وبلاگ نويسي را گسترش مي داد توسعه آن را به عهده گرفت و ويرايشRSS 0.91 را توليد کرد سپس ويرايش هاي v0.92، v0.93 و v0.94 را تهيه کرد و اخيرا ويرايش‌هاي RSS 1.0 و RSS 2.0 را ارائه کرده است.

کاربردهاي اصلي RSS دو مورد زير هستند: - نمايش تازه‌ترين عناوين وب‌سايت‌هاي ديگر در وب‌سايت خود و يا بالعکس ( اشتراک مطالب جديد) - دريافت جديدترين مطالب سايت‌هاي مورد علاقه با استفاده از نرم‌افزارهاي ويژه ( وبگردي با کارآيي بيشتر)
RSS Reader چيست؟ RSS Reader يك نرم‌افزار RSSخوان الكترونيكي است. اكنون نرم‌افزارهاي بسياري در اين زمينه وجود دارند كه مي‌توان با دانلود‌ آنها RSS خواند. اما به تازگي مرورگرهاي اينترنتي نيز به سيستم RSS‌خواني الكترونيكي مجهز شده‌اند.

برای اطلاع از چگونگی ساختن لینک در فیدبرنر و دانستن مطالبی در مورد RSS به یک فتحی مراجعه کنید.

برای اینکه از معتبر بودن آدرس فیدر خود اطمینان حاصل کنید، از Feed Validator استفاده نمایید.

پ.ن۱. ما هم رفتیم و عضو فیدبرنر شدیم.
پ.ن۲. برای اینکه بدانید در آینده به چه شخصیتی تبدیل میشود یا الان چه شخصیتی دارید، تاریخ تولد خود را در آدرس (+) وارد کنید. و توصیف این سایت از بنده:

Seeker of truth and wisdom. You could have seen your future lives. Others perceived you as an idealist illuminating path to future

پ.ن۳. برای اینکه بدانید چه کسانی به سایت شما لینک داده اند، چند روش معرفی میشود:
۱- با استفاده از گوگل: در صفحه جستجو به عنوان مثال تایپ کنید «Link:mody.blogfa.com»

۲- با استفاده از یاهو: به آدرس https://siteexplorer.search.yahoo.com/mysites بروید و سایت خود را سرچ کنید.

۳- با استفاده از http://www.technorati.com

پ.ن۴. کسی میدونه چطوری در بلاگفا کامنتها رو هم فید کرد؟

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/17 و ساعت 15:26 |
اول بروید اینجا(+) و به ما رأی دهید. مگر ما چه چیزیمون از وبلاگهای تراز اول کمتره [:دی]
بعدش برید و اینجا (+) هم رأی بدید، البته نه به درد دنیا و نه آخرتتون میخوره.
و بعدش در مورد سؤالی که خودم پرسیده بودم در مورد فرندفید به این لینک (+) مراجعه کنید.

پ.ن. از بس گوگل ریدرم شکوفا شده، نوآوریم درد گرفته! (در راستای "1" و "2" و  "3" و "4" و "5" و "6")

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/15 و ساعت 9:55 |

-   اگر بمونم، تو بانک بمونم می‌پوسم. وام می‌گیرم قالی می‌خرم، یخچال می‌خرم. وام می‌گیرم زن می‌گیرم، بعد بچه‌دار می‌شوم. وام می‌گیرم موتور می‌خرم، ماشین می‌خرم. وام می‌گیرم خونه می‌خرم. شب و روز کارم می‌شه وام گرفتن و قسط دادن. هر روز زن و بچه‌هام چیز تازه‌ای می‌خوان. فکر و ذکرم می‌شه حقوق آخر برج. فرصت نمی‌کنم چیزی بخونم، چیزی بنویسم. باز نشسته می‌شم، نوه‌هام می‌ریزن دورم. می‌رم زیارت، حاج آقا می‌شم. رئیس شعبه می‌شوم. پولم زیاد میشه، تو سیرچ تکه‌ای باغ می‌خرم، یادم می‌ره برای چی به‌دنیا آمدم. کم‌کم پیر می‌شم، مریض می‌شم می‌میرم. روی کاغذ می‌نویسن «بزرگ خاندان از دنیا رفت، فاتحه!» این راه من نیست. تازه اگر جوون مرگ نشدم. ناکام نشدم. نه عمو، من اهل این چیزها نیستم. وقتم تلف می‌شه.

-   چه حرف‌ها، این راهیه که همه می‌رن، اسمش زندگیه. تو چه غلطی می‌خوای بکنی که غیر از این باشه؟

-   خواه ناخواه همین راه را می‌رم. قبول. اما نه این قدر سر راست و راحت و کوبیده. من حرف‌هایی دارم که باید بزنم. اونم در لباس هنر. آماده‌ام سختی بکشم. عادت کرده‌ام به سختی. فهمیدم که زندگی خوابی راحت نیست. افتادن تو چاله چوله، تو چاه و درآمدن کار منه. «کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درد / در من زندانی ستمگری بود که هرگز به آوای زنجبیرش خو نکرد» . . .

شما که غریبه نیستید. خسته شدم. نه، خسته نشدم. ادای خسته‌ها را در می‌آورم. هنوز درّه‌ها و کوه‌های شمیران صدای پایم را می‌شنوند. توی باران، توی برف، زمستان و تابستان. اگر دوباره به‌دنیا بیایم کوهنورد می‌شوم! چه کیفی داره کوه.

هر روز صبح زود، توی پارک، برآمدن آفتاب، بیداری آفتاب و پرندگان را می‌بینم. با عطر با گذشته‌ها، با قصه‌ها قدم می‌زنم، انجیر خشک می‌خورم. تو خانه، به دیوار آشپزخانه زنگوله‌ی بزغاله دارم. جیرینگ جرینگ صدا می‌کند. مرا به‌کجاها که نمی‌برد!

روزگار اینجوری است. از شما چه پنهان، همه‌اش تلخ نبود، سخت نبود، سخت نیست. ناشکری نمی‌کنم لذت هم داشت، دارد. لذت خواندن و نوشتن، لذت پیدا کردن دوست، خانواده. خدایا من چقدر خوشبختم.

«شما که غریبه نیستید»، هوشنگ مرادی کرمانی

 

پ.ن. هم اسممان «مودی» در پرشین بلاگ، آقای یه مرد امیدوار، واقعاً چقدر حرفهای خوبی می‌زنند، حیف که وقتی من حرف خودکشی می‌زم، خیلی ناراحت می‌‌شه [:دی]

پ.ن۲. کسی میدونه این تویتر، فرندفید و از این قبیل چرندیات به چه دردی میخوره؟

پ.ن۳. و گوش کنید این رو همینجوری (ساقی)

 

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/13 و ساعت 13:1 |
   Mac OS

logo

تازگیها به Apple و محصولاتش علاقه‌مند شدم و کارهای اونا رو پی‌گیری می‌کنم. با به بازار اومدن محصولاتی مثل iPod، iPhone، iTune و خیلی از iهای دیگه به نظر میرسه که داره تحولات عظیمی در دنیا ایجاد میکنه. این محصول آخرش هم که به نام مک‌بوک ایر (Air) به عنوان یک لپ تاپ خیلی نازک و سبک به بازار عرضه کرده میشه گفت که بدون رقیبه. یکی از ویژگیها اَپل اینه که در خیلی از موارد پیشتاز بود و شاید وقتی چیزی رو ارائه کردند، اصلاً قابل پذیرش نبود، ولی بعدش مزایای اون به راحتی دیده شده. بیشتر محصولات این شرکت نیز در جامعه از محبوبیت بالایی برخوردار است. مثلاً اَپل اولین سیستم عامل مبتنی بر رابط گرافیکی کاربر رو ارائه کرده که همین ویژگی بر خلاف Windowsمایکروسافت و Linux هست. رد همین راستا مکینتاش اولین کامپیوتری بود که دارای موس(موشواره) بود و همچنین اولین کامپیوتر خانگی(PC) توسط همین شرکت عرضه شده است.  آخرین سیستم عامل مکینتاش به نام "Mac OS X version 10.5 "Leopard که تازگی به بازار عرضه شده دارای گرافیک فوق العاده قوی و کاملاً متفاوت از بقیه سیستم‌عاملهای موجود است. میتونید در لینک زیر نمایی از دسکتاپ این سیستم عامل رو ببینید.

Mac OS Desktop

جالبه که بدونید یک ایرانی به نام سینا تمدن به عنوان نایب رئیس بخش نرم‌افزار این شرکت مشغول به کار هست. همچنین استیو جابز مدیر عامل و سهام‌دار شرکت اَپل یکی از بزرگترین و موفقترین مدیران حال حاضر دنیا محسوب میشه . در همین زمینه زندگی‌نامه او را از زبان ویکی‌پدیا بشنوید.

steve jobs

سالهای ابتدایی زندگی
او فرزند «جوآنی سیمپسون» و پدری سوری به نام «عبدالفتاح ("جان") جَندَلی»، استاد دانشگاه در زمینهٔ علوم سیاسی، است. او در شهر گرین‌بِی در ایالت ویسکانسین ایالات متحده به‌دنیا آمد. بدلیل اینکه پدر و مادر او زوجی ازدواج نکرده بودند و در آن زمان داشتن فرزند برای چنین زوجی از نظر جامعه قابل قبول نبود، استیون پاول برای پذیرفتن به فرزندخواندگی از سوی زوجی دیگر معرفی شد. خیلی زود پس از تولد، زوج دیگری به نام «پاول و کلارا جابز» از اهالی شهر مانتِین ویو در سانتاکلارای کالیفورنیا، او را به فرزندی پذیرفتند. این زوج وی را «استیون پاول» نام گذاشتند. پدر و مادر اصلی او بعدها ازدواج کردند و خواهر تنی جابز را به دنیا آوردند. وی مونا سیمپسون نام دارد و رمان‌نویس است. ازدواج پدر و مادر تنی جابز چند سال بعد با طلاق پایان گرفت. تا به امروز جابز از اینکه پاول و کلارا جابز را والدین ناتنی‌اش بخوانند، بی‌زار است و ترجیح می‌دهد که ایشان تنها به‌عنوان «والدین» او خوانده شوند.

در سال ۱۹۷۲، جابز از دبیرستان «هومستید» در شهر کاپِرتینو در کالیفورنیا فارغ‌التحصیل شد و در کالج رید در شهر پورتلند ایالت اورِگُن ثبت نام کرد اما بعد از یک نیمسال تحصیلی انصراف داد. سالها بعد زمانی که در یک مراسم فارغ‌التحصیلی در سال ۲۰۰۵ در دانشگاه استنفورد سخنرانی می‌کرد گفت که حتی پس از انصرافش از ادامهٔ تحصیل در کالج رید باز هم سر کلاسها - از جمله کلاسی دربارهٔ خوشنویسی حاضر می‌شده است. او دراین مورد این کلاس گفت: «اگر گذر من به این یک کلاس در کالج نمی‌افتاد، مَک [رایانهٔ مکینتاش] هیچ‌وقت قلم‌های رایانه‌ای متفاوت و دارای فاصله‌های مناسب نسبی نمی‌بود».
در زمستان ۱۹۷۴، او به کالیفورنیا بازگشت و به همراه استیو وزنیاک، حضور در جلسات «انجمن رایانهٔ هوم‌بِرو» را آغاز کرد. جابز شغلی به عنوان یک تکنیسین در شرکت آتاری، سازنده‌ٔ رایانه و دستگاه بازی رایانه‌ای که آن روزها محبوب بود، یافت.

در سال ۱۹۷۶، وقتی جابز ۲۱ ساله و وزنیاک ۲۶ ساله بودند، شرکت رایانه‌ای اپل را در پارکینگ خانوادهٔ جابز، بنیان گذاشتند. اولین رایانهٔ شخصی‌ای که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند اپل I نام داشت. قیمت این رایانه ۶۶۶ دلار و ۶۶ سنت بود.
در سال ۱۹۷۷، جابز و وزنیاک رایانهٔٔ اپل II را معرفی کردند که این رایانه به موفقیتی عظیم در بازار رایانه‌های خانگی تبدیل شد و شرکت اپل را به یکی از بازیگران صنعت در حال تولد رایانه‌های شخصی تبدیل کرد. در دسامبر ۱۹۸۰، شرکت رایانه‌ای اپل به شرکت سهامی عام تبدیل شد. در همان سال، شرکت اپل، رایانهٔ اپل III را معرفی کرد که این رایانه با موفقیت کمتری در بازار مواجه شد.
هم‌زمان با رشد اپل، این شرکت جستجویی را برای یافتن مدیران مستعد که بتوانند آن را در مدیریت توسعه و گسترش کمک کنند، آغاز کرد. در سال ۱۹۸۳، جابز با به چالش‌طلبیدن جان سِکولِی که یکی از مدیران پپسی‌کولا بود، او را تطمیع کرد که به‌عنوان مدیر عامل اپل کار کند. جابز به او گفته بود: «می‌خواهی که باقی زندگی‌ات را صرف فروختن آب‌-شکر بگذرانی، یا می‌خواهی شانس این را داشته باشی که دنیا را عوض کنی؟». در همان سال شرکت اپل، رایانه‌ٔ اپل لیزا را معرفی کرد که با وجود پیشرفته بودن از نظر فناوری از بابت تجاری ناموفق از آب درآمد.

سال ۱۹۸۴ سال معرفی رایانه‌ٔ مکینتاش بود. این رایانه اولین رایانه‌ای بود که رابط گرافیکی کاربر داشت و از نظر تجاری به موفقیت دستیافت. تولید و توسعهٔ مک توسط جِف راسکین آغاز شده بود و گروه تولید و توسعه این رایانه در اپل تحت تأثیر فناوری‌ای بودند که توسط آزمایشگاههای زیراکس در پالوآلتو تولید شده بود ولی هنوز به شکل تجاری ارائه نشده بود. موفقیت رایانهٔ مکینتاش شرکت اپل را متقاعد کرد که تولید رایانهٔ اپل II را به نفع خط تولید جدید مکینتاش متوقف کند که این مساله تا به امروز ادامه یافته است.

 

جدایی از اپل و بنیانگذاری شرکت نِکْسْت(NeXT)
در حالیکه جابز یکی از شخصیت‌های پبش‌برنده و رهبران معنوی اپل بود، منتقدین این مسئله را نیز مطرح کرده‌اند که او مدیری دمدمی مزاج و شلوغ بوده است. در سال ۱۹۸۵، پس از یک کشمکش بر سر قدرت در درون این شرکت، هیئت مدیره جابز را از مسئولیت‌هایش خلع کرد و او نیز از این شرکت استعفا داد. با این تفاسیر باید توجه داشت که جابز بدلیل سهامدار بودن در شرکت رئیس هیئت مدیره‌ٔ شرکت باقی ماند.

پس از ترک اپل، جابز شرکت رایانه‌ای دیگری را با نام نِکْسْت بنیان گذاشت.
یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های این شرکت سامانهٔ تولید و توسعهٔ نرم‌افزار مبتنی بر روشهای شی‌گرا بوده است. جابز معمولاً برای بازاریابی محصولات نکست به حوزه‌های دانشگاهی و علمی روی می‌آورد چرا که فناوری‌های نو موجود در این محصولات بدیع و آزمایشی بودند (و هنوز به شکل نهایی و بالغ نرسیده بودند). از این محصولات می‌توان به هستهٔ ماخ (Mach Kernel)، تراشهٔ پردازش سیگنال دیجیتال (DSP) و پورت ایترنت توکار (Built-in) اشاره کرد.
جابز شرکت نکست را با وسواسِ کمال و عالی بودن به هر بهای ممکن اداره می‌کرد. این توجه فراوان به جزئیات در نهایت باعث نابودی بخش سخت‌افزار این شرکت شد، اما از سوی دیگر، به دنیا نشان داد که جابز می‌تواند یک رایانهٔ مکینتاش را طراحی کند که از نمونهٔ اصلی‌اش (که توسط اپل طراحی و ساخته شده بود) بهتر باشد. جعبهٔ رایانهٔ نکست کیوب از فلز منیزیم بود که با لیزر برش داده می‌شد، در دید عموم نمونه‌ای از تلاش برای رسیدن به کمال به هر بهایی ذکر می‌شود.

با وجود اینکه کتاب‌های تاریخی، زمان کوتاهی که جابز مدیریت نکست را بعهده داشت بطور غلوآمیز و اغراق‌شده‌ای درخشان توصیف می‌کنند، ولی آثار و نتایج مدیریت وی بر این شرکت دو رویداد عظیم را برای جهان رایانه به ارمغان آورد:
۱- وب جهان پهنا (www). 
۲- بازگشت شرکت رایانه‌ای اپل.

بازگشت به اپل
در سال ۱۹۹۷ (میلادی)، اپل شرکت نکست را به قیمت ۴۰۲ میلیون دلار خرید و جابز به شرکتی که خود تأسیس کرده بود بازگشت. در سال ۱۹۹۷ با از بین رفتن اطمینان هیئت مدیره به جیل آملیو مدیر ارشد عملیاتی اپل در آن زمان، جابز مدتی به‌عنوان مدیر موقت برگزیده شد.
در ماه مارس سال ۱۹۹۷ جابز بطور ناگهانی تعدادی از پروژه‌ها مانند اپل نیوتن، سایبر داگ و اُپن داک را لغو کرد. در ماههای بعدی، بسیار از کارمندان دچار این ترس شدند که در صورت برخورد کردن به جابز در آسانسور شرکت «ممکن است وقتی در آسانسور باز می‌شود بی‌کار شوند. واقعیت این بود که تعداد افرادی که عذرشان توسط استیو از شرکت خواسته می‌شد اندک بود، ولی چند نفر قربانی کافیست تا ترس به دل کل اهالی شرکت بیافتد.»

با خریدن شرکت نکست توسط اپل، اکثریت فناوری‌های آن نیز به محصولات اپل راه یافت و از میان آنها «نکست استپ» از همه قابل توجه‌تر است که در طول زمان رشد یافته و به مَک او اِس تِن تبدیل شده است. اپل تحت رهبری جابز با معرفی رایانهٔ آی مَک فروش‌اش را به شکل قابل توجهی افزایش داد. از آن زمان، طراحی جذاب و معروفیت نام اپل محصولات این شرکت را محبوب ساخته است.

جابز سالهاست با حقوق یک دلار در سال برای اپل کار می‌کند و این باعث شده است که نام او به‌عنوان «کم حقوق‌ترین مدیر ارشد عملیاتی» در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شود. در سخنرانی افتتاحیهٔ نمایشگاه «مک‌ورلد اکسپو» در سانفرانسیسکو، حذف عنوان «موقت» از عنوان اداری جابز اعلام شد. باوجود اینکه حقوق فعلی او در اپل به شکل رسمی همان مقدار یک دلار در سال باقی مانده است، او تعدادی هدیهٔ پربها از طرف هیئت مدیرهٔ شرکت دریافت کرده است. از جمله این هدایا می‌توان به یک هواپیمای جت ۹۰ میلیون دلاری و کمتر از ۳۰ میلیون سهام شرکت اشاره کرد که اولی در سال ۱۹۹۰ و دومی در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ به او اعطا شده اند. بنابراین با وجود حقوق یک دلار در سال، از زحمات او در این شرکت بخوبی قدردانی شده است.

پیکسار و دیزنی
در سال ۱۹۸۶ جابز و اِدوین کَتمول با همراهی هم استودیوی پویانمایی پیکسار را بنیان نهادند. این شرکت که در زمینهٔ پویانمایی رایانه‌ای فعالیت می‌کند در کالیفورنیا قرار دارد. این شرکت حول بخش گرافیک رایانه‌ای لوکاس فیلم شکل گرفت.

زندگی شخصی
جابز با «لورِن پاوِل» در تاریخ ۱۸ مارس ۱۹۹۱ ازدواج کرده است و این زوج دارای سه فرزند هستند. همچنین، او دختری به نام «لیزا بِرِنان جابز» از نامزد سابق‌اش - «کریس بِرِنان» - که هیچوقت بطور رسمی با هم ازدواج نکردند، دارد.
در سال ۱۹۸۴ جابز یک عمارت مستعمراتی اسپانیایی‌ها که ۱۶۰۰ متر مربع وسعت و ۱۴ اتاق خواب داشت را خرید. این عمارت به دست جورج واشنگتن اسمیت طراحی شده و در وودساید، کالیفورنیا قرار دارد. جابز ده سال در این عمارت در حالت تقریباً بدون اثاث زندگی کرد و در سال ۱۹۹۸ جابز به بیل کلینتون اجازه داد که برای مدتی از آن استفاده کند (دختر کلینتون در دانشگاهی در آن حوالی تحصیل می‌کرد.

در ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۴ جابز برای خارج کردن یک تومور از لوزالمعده‌‌اش تحت عمل جراحی قرار گرفت. او به یکی از اشکال بسیار نادر سرطان لوزالمعده به نام «تومور slet cell neuroendocrine» دچار شده بود که نیازی به شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی ندارد. در غیاب او، «تیم کوک»، مسوول عملکرد و فروش جهانی شرکت اپل، کمپانی را اداره می‌کرد.

در سال ۲۰۰۵ (میلادی)، جابز در عکس‌العمل به چاپ شدن یک زندگینامهٔ غیرتایید شده توسط او به‌وسیلهٔ انتشارات جان وایلی (به نام «استیو جابز؛ تمثال») فروش تمام کتاب‌های چاپ شده توسط این انتشارات را در فروشگاه‌های خرده‌فروشی شرکت اپل ممنوع کرد.
جابز، بر خلاف ادعای برخی، با وجود اینکه گوشت قرمز نمی‌خورد، گیاه‌خوار نیست. ولی گاهی غذایش از گوشت ماهی است.

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/10 و ساعت 10:23 |
- امروز اولین روزه اردیبهشت است

- به جهنم!

-

+ نوشته شده توسط Mody در 87/02/01 و ساعت 1:2 |