همونطور که قبلاً گفته بودم، فیلم اره یا همون «مجموعه فیلمهای saw» جزء بهترین فیلمهایی است که تا حالا دیدم. بابای صبا همش میاد به من گیر میده و من هم بعضی وقتها سعی میکنم که جواب قانعکنندهای بهش بدم. این پست هم در واقع در راستای همین گیر دادن ایشون به فیلم مورد علاقه بنده هست. در واقع میخوام تحلیلی از این فیلم از دید خودم رو، براتون اینجا بنویسم. امیدوارم که این فیلم رو دیده باشید یا حداقل saw1 & 2 رو که الان در موردش حرف میزنم، بهزودی ببینید.
قبل از اینکه به فیلم بپردازم، باید خدمتون عرض کنم، که من اکثر فیلمها رو با دید انتقادی میبینم و هر حین تماشای اون سعی میکنم به فیلم ایراد بگیرم، البته که سلیقه خودم در این مورد تأثیر داره و اصلاً مثل اون سینماگرهایی که فیلم رو با یک دید هنری نقد میکنند، تحلیل نخواهم کرد. من فقط شیوه خودم رو استفاده میکنم. پس بدونید که وقتی دارم در جایی از فیلم تعریف میکنم حتماً اول خودم به دنبال ضعفهای اون بودم که دارم ازش تعریف میکنم. در ضمن بگم که این فیلم رو، در طبقه خودش نمره دادم، مثلاً من چنین فیلمی رو با فیلمهای دراماتیک و هنری مقایسه نخواهم کرد. از دید من این فیلم بهترین فیلم اکشن، ترسناک و هیجانانگیزه. اصل بحث در مورد نویسندگی و کارگردانی فیلم هست و هر چند بازیگران و بقیه عوامل فیلم هم بسیار عالی عملکردهاند ولی در اینجا به صورت خاص به آنها نمیپردازم.

پس از این مقدمات بریم سر اصل مطلب. از فیلم saw 1 شروع میکنم و در ادامه به saw 2 هم خواهیم رسید. فیلم خیلی واضح و آشکار شروع میشه، بدون وقت تلف کردن میره سراغ اصل ماجرا. کلاً در طول داستان خواهید دید که صحنههای اتلاف وقت در این فیلم بسیار کمه و میشه گفت که اصلاً چنین سکانسهایی که در روند ادامه داستان تأثیری نداشته، وجود نداره. پس از همین اول تکلیف بیننده روشن میشه که تمام لحظات فیلم مهم هست و باید با دقت اونها رو دنبال کنه، تمرکز رو باید در دیدن این فیلم حفظ کرد و از دست رفتن یه سکناس برای بیننده ممکنه گرون تموم بشه.
Help . . . Help!
توی فیلم کمکم بیننده رو با فضا آشنا میکنه، با اینکه در ابتدا به بیننده یک شوک ناگهانی وارد میکنه ولی همونقدر که با بیننده در مورد واقعاتی که فیلم قراره اونها رو بیان کنه رو راسته، هوای بیننده رو هم داره که اونرو از داستان پرت نکنه. هیچ جای شبه و ابهامی نمیذاره و تمامی سؤالات و نکات مبهمی که ممکنه برای بیننده مطرح بشه رو جواب میده، بهگونهای که پس از پایان فیلم هیچ سؤالی برای بیننده باقی نمیمونه که مثلاً بخواهی از بغلدستیت بپرسی که فلان جای فیلم منظورش چی بود؟ این ویژگی یکی از نقاط برجسته فیلم هست که کاملاً قابل احساس خواهد بود.
Let the game begin
نویسنده به وضوح میخواهد به بیننده القاء کند که شخصیت اول داستان که اسم او «جان» هست و در ادامه او را به نام اره خطاب خواهیم کرد(بخوانید اره یا همان jigsaw نه آره) برای افراد منتخب خود، بازییی رو ترتیب میدهد، این بازیها یک نفره، دو نفره، یا گروهی است. بنا به شخصیت هر فرد، بازی مربوط به همان فرد طرح ریزی شده است. اره، با شخصیت و خصوصیات هر کدام از افراد داستان آشناست و مبرهن است که بانک اطلاعاتی کاملی از قربانیان خود دارد و بازیها را بر اساس نقاط ضعف شخصیتی هر نفر، طرح کرده است. در نگاه اول چنین بازیهایی ناعادلانه به نظر میرسد، اما آنچه در ادامه دیده میشود تعجب انگیزتر است، او فرد را در موقعیتی قرار میدهد که بر ضعف شخصیتی خود غلبه کند و دیده میشود که فرد معمولاً توانایی چنین کاری را خواهد داشت، فقظ زمان در اینجا حرف اول را میزند و در صورتیکه در مدت زمان معین شده برای بازی به هدف مورد نظر نرسد، فاجعهای عظیم فرد را تهدید خواهد کرد. در اغلب موارد، با اینکه فرد چنین توانایی دارد اما نتیجه بر خلاف چنین تصوراتی خواهد بود.
Live or die . . . Make your choice
بازیهایی که در طول فیلم طرح ریزی شدهاند از نظر طراح آنها که همان اره هست، بسیار واضح و شفاف است. در ابتدای هر بازی قوانین بازی رو بیان میکند و فرد کافیست که قوانین بازی رو رعایت کنه تا برنده بشه، حتی خیلی از مواقع چنین امکانی برای فرد گذاشته شده که وارد بازی نشه، فرد میتونه حتی بازی نکنه و به راحتی نجات پیدا کنه ولی اگه وارد بازی شد لازم که طبق قوانین بازی، تا آخرش بره و برنده بازی باشه. به صورت کنایهای، زندگی رو به صورت یک بازی فرض کرده و زندگی تمام آدمها رو میشه خیلی ساده مثل یه بازی نگاه کرد (شاید خیلی از فیلمها به چنین چیزی اشاره کردهاند) ولی تفاوت این فیلم در این زمینه اینه که میگه این بازی قوانینی داره که اگر بخواهی موفق بشی باید از اونها پیروی کنی و در غیر این صورت بازنده خواهی بود. خیلی راحت فرد، یاد قرآن و کتابهای مذهبی میفته که اونها ادعا میکنند که روش زندگی انسان رو بیان میکند و در واقع قوانین بازی زندگی و راه(های) رستگاری رو توضیح دادند که همان «صراط المستقیم» خودمان است. توی این فیلم چیز غیر ممکنی از قربانیان خواسته نشده و خواستهها قاتل در وسع قربانیان است، فقط کمی سخت و طاقت فرساست و اره ادعا میکنه که این بازی یه نوع آزمایش برای آن فرد هست.
Game over!
توی این بازیها که توسط اره ترتیب داده شده زمان، حرف اول رو میزنه، هیچ وقت زمان بیپایان برای این بازیها وجود نداره و در انتهای زمان تعیین شده، فرد، یا نجات پیدا میکنه یا خواهد مرد. هدف بزرگی برای بازیها قرار داده شده که همان زنده بودن است و انسان را به فکر اهداف زندگی خود میاندازد، اینکه چقدر اهداف زندگی برای انسان مهم خواهد بود و اینکه زمان رسیدن به آنها محدود است. در این بازیها، باختن مساوی مرگ است و جایی برای سهلانگاری افراد حاضر در بازی باقی نمیگذارد. در قسمتی از بازیهای بلند این فیلم، حتی جایگاهی برای آموزش فرد در نظر گرفته شد، همان طور که در saw4 مستقیماً به جایگاه معلم و شاگرد اشاره میکند.
Someone sit you down and tell you that you are dying?
در این فیلم به چند قشر از جامعه توجه فراوانی کرده است. اولین توجه فیلم بر روی پزشکان است. واضح است که اولین قربانی اره در فیلم به نمایش در میآید، نیز همان Dr. Gordon جراح مغز است. در saw3 نیز، باز هم، قربانی اصلی آن، Dr. Lynn Denlon است. فیلم به گونهای نشان میدهد که پزشکان از موقعیت خود در اجتماع و در بیماستانها سوء استفاده میکنند و یا انسانهایی تکبعدی شدهاند و بسیاری از احساسات و عواطف انسانی را از دست دادهاند. فیلم، پزشکان را به شدت زیر سؤال برده است؛ حتی جنایاتی که در فیلم به تصویر کشیده میشود با عمل جراحی پزشکان مقایسه شده است و آنها را همارز یکدیگر قرار داده است.
You must meet death, if you want to be reborn.
از دیگر اقشار جامعه که در این فیلم به آنها توجهی خاصی شده است، کاراگهان و پلیسهایی هستند که مسئول حفظ امنیت و آرامش جامعه هستند. با اینکه یک کاراگاه باید باهوش باشد تا بتواند آنچه را که باید کشف کند، در این فیلم آنها را انسانهایی شیاد و حیلهگر نشان میدهند که فقط به دنبال پروندهسازی برای افراد هستند، هیچگاه فکرشان را برای حل مسأله بکار نمیگیرند و بهگونهای رفتار میکنند انگار که مسأله حل شده است. بر خلاف آنچه که باید باشن انسانهای پرخطایی هستند که اشتباهاتشان را بارها تکرار میکنند و از آنها درس عبرت نمیگیرند. نمونه بارز این خصلت در saw2 توسط Detective Matthews نشان داده شده است.
How much blood you would share to stay alive?
یکی دیگر از بارزترین ویژگیهای فیلم، نشان دادن بیپروایانه صحنههای جنایتها و خونریزیها در وحشتناکترین حالت ممکن آن و بدون سانسور و حذف است. البته این صحنهها و بدتر از اینها، در فیلمهای ترسناک مزخرف به وفور دیده میشود، ولی آنچه که در اینجا مشخص است مقایسه این صحنهها با کار پزشکان است. صحنههایی که در این فیلم، ترسناک و با خون و خونریزی همراه است شباهت زیادی به عمل جراحی دارد. همچنان که چنین چیزی در saw3 به شدت تأکید شده است.
Testing the fabric of human nature.
از جمله پیامهای این فیلم، مشخص کردن ناتوانیها انسان است. همان طور که فیلم نشان میدهد، انسانها در وجود خود خلأهایی دارند که این اشکالات در زندگی آنها نیز نمود پیدا کرده است. این مشکلات انسانها، نه تنها خود آنها را زجر میدهد بلکه تمام نزدیکان و اطرافیانشان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این انسانها در طول زندگی هیچ تلاشی برای رفع آنها نکردهاند و هیچگاه هم نخواستهاند که بفهمند، یاد بگیرند و در صدد برطرف کردن اشکالات زندگی خود باشند. معمولاً افراد هیچ گونه ناتوانی از لحاظ جسمی و مادی برای بر طرف کردن مشکلات ندارند. فقط باید آنها را در موقعیتی قرار داد که مجبور شوند این تغییرات را برای خود بهوجود آورند. در نهایت، خواهیم دید که هنگامی که پای مرگ و زندگی خودشان هم در میان باشند، تلاش لازم را برای برطرف کردن مشکلات، از خود بروز نمیدهند و در نهایت شرطی شدن آنها در مورد رفتارها و تفکراتشان در شدیدترین فشارهای روانی نیز کار ساز نبوده و اکثر مواقع زندگی خود را نابود میکنند. چه بهتر که خودشان نابود شوند، بجای اینکه زندگی اطرافیانشان را تباه کنند.
Now you must pay the price.
از مشخصات دیگر فیلم رُک بودن فیلم است، و کارگردان و نویسندگان با کسی تعارف ندارند. حرفشان را بیپروا میزنند و صحنهها را هر چه باشند، به بیننده نشان میدهند. فقط باید فیلم رو با دقت بیبنید، کارگردان توانایی آنرا داشته است که بتواند بیننده را در حین دیدن فیلم جلوی تلویزیون میخکوب کند.اگر صحنههای فیلم برایتان غیرقابل تحمل است، کافیست که چشمانتان را ببندید و گوشهایتان را بگیرد تا صحنه فیلم رد شود، و چند لحظه بعد باز به دیدن آن ادامه دهید. مطمئن باشید که اگر بار دوم فیلم را ببینید، نه تنها از این صحنهها آزار نخواهید دید بلکه به آنها کنجکاوانه زل خواهید زد.
People are so ungrateful to be alive; Not you, Not anymore.
و شاهکار این فیلم به نظر من، روند منطقی داستان است. فیلمهایی از این قبیل برای رسیدن به اهداف خود، جذب مخاطب و حفظ هیجان در داستان، به طور کلی چنین فاکتوری را فراموش میکنند و در اکثر فیلمها، شاهد آن هستید که روند منطقی فیلم اگه حتی در ابتدای فیلم صحیح پیش رود، ولی بهزودی در سکانسهایی از فیلم این روند از بین خواهد رفت و انسجام منطقی داستان، از هم گسیخته میشود. داستان این فیلم، جزء معدود مواردی است که چنین پیوستگی را از ابتدا تا انتهای فیلم حفظ میکند و بیننده را به تحسین وا میدارد. همچنین به علت زنجیروار بودن فیلم اره که تاکنون چهار قسمت از آن ساخته شده است، شخصیتهای فیلم از نظر رتبه در هر قسمت عوض میشوند و شخصی که در قسمت اول جزء شخصیت دهم فیلم بوده، در قسمت بعدش جزء شخصیت اول یا دوم اون قسمت میشه که چنین روندی در ساخت داستان جالب و تحسینبرانگیزه.
Those who don't appreciate life, do not deserve life.
پس اگر این فیلم را ندیدهاید پیشنهاد میکنم که همین حالا اقدام به تهیه و دیدن آن کنید که هم اکنون در حال از دست دادن لذت فراوانی هستید.

نام فیلم: SAW محصول 2004
کارگردان: James Wan
نویسندگان: Leigh Whannell و James Wan
رده: جنایی، وحشت، معمایی، هیجان انگیز
کلمات کلیدی: مخوف، روانی، قتل، مضطرب کننده
پ.ن. چه حالی میده وسط فصل امتحانات ملت رو به فیلم دیدن دعوت کنی.
پ.ن2. هرچند متنی که میخواستم برای این فیلم بنویسم شاید 2-3 برابر این بود، اما فعلاً بستونه.
پ.ن3. لطفاً در مورد من نظر ندهید!